احمد مجد الاسلام كرمانى

517

سفرنامه كلات ( فارسى )

شده و ادعاى سلطنت ميكرد دفع نمايد و بحسن كفايت و شجاعت نادر محمود را گرفتار و اموال او را ضبط كرده و از آنجا با دوازده هزار سوار بعزم تاديب ابدالى حركت كرد ابداليها در زمان شاه سلطان حسين هرات را متصرف شده و حالا در تهيه بودند كه با قشون زيادى داخل خراسان شده و مشهد را محاصره نمايند ، سه منزل اينطرف هرات با افاغنه ابدالى كه سى هزار سوار داشتند تلاقى شد از آنجا كه ابداليها از افاغنه‌ها كه بتسخير اصفهان آمده بودند بشجاعت معروف‌تر بودند شاه كمال وحشت را داشت ولى نادر ، پادشاه را اطمينان داد و گفت غلبه و نصرت بسته به ثبات قدم و حركت منظم قشون است نه بزيادى عدد ، اين هر دو صفت در قشون پادشاه موجود است ، اين را گفت و صفوف را آراست و بقشون خطاب كرد كه نتيجه شكست در اين جنگ انهدام ايران است و اگر امروز غلبه نكنيد با التمام با اولاد و اخلاف خود بقيد اسيرى و عبوديت دائمى خواهيد بود همگى به اظهار شوق صداها بلند كردند ، افاغنه ابدالى كه در مقابل صفوف آراسته بودند صداى آنها را شنيدند آنها نيز فرياد كشيدند و با غضب تمام به ايرانيان تاختند نادر قشون را در حالت اجتماع نگاهداشت و از بلندى كه بود بشليك توپهاى كوچك صحرائى فرمانداد عده كثيرى از افاغنه به خاك افتادند صبر كرد تا دشمن بفاصله چهل پنجاه ذرع رسيد ، آنوقت فرمان شليك تفنگ داد از افاغنه چنان كشتارى شد كه ديگر تاب نياورده مجبور بمراجعت گرديدند و قشون ايران فرصتى يافته تفنگ‌ها را دوباره پر كردند خلاصه بعد از حملات چند كه ايرانيان با شجاعتى تمام مقاومت نمودند ، جنگى سخت درگرفت و نادر در آن جنگ رشادتى بىاندازه بظهور رسانيد اگرچه در همه جا پيش جنگ بود ولى چنان متوجه اطراف بود ، كه بهرجا لازم ميديد بوقت امداد ميرسانيد و بالاخره افاغنه به كلى مغلوب و پنجهزار از آنها اسير و پانزده هزار كشته و زخمدار شدند ، از ايرانيان پيش از هزار و پانصد نفر كشته نشد بعد از اين جنگ به سمت هرات لشگر كشيد و چند ماه